أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

8

تجارب الأمم ( فارسى )

گزارش ترفندى ديگر كه كشته شدن همگى ، جز چند تن از آنان را در پى داشت ، و سبب آن ، بىاحتياطى در آن تنگه و نابلدى راه و بزرگ بينى نيروى خود بود : اتوم پسر گرگين كه براى به دست آوردن گزارش از [ ياران لشكرى ] خبرچينان پخش كرده بود ، از انديشهء آنان آگاه شده ، پيشدستى كرده ، ياران ارمنى خود را بر سر كوه‌ها در بالاى گذرگاه ايشان بنهاد تا با پرتاب سنگها جلو ايشان را بگيرند . تنگه‌اى كه ايشان از آن مىگذشتند پنج ذراع پهنا داشت ، دست چپ آن ، كوه و دست راستش ، رودخانه بود كه پرتگاهش بيش از يكصد ذراع گودا مىداشت . ارمنيان در اينجا كمين كردند و اتوم خودش نيز با چند تن از دژبانان خود آمده در كمينگاه اين تنگه ايستاد ، تا اگر كسى بگريزد جلوش را بگيرد . چون گيلها و ديلمها به آن تنگه رسيدند ، ارمنيان سنگها را از بالا به سوى ايشان رها كردند ، هر سنگ كه مىآمد چارپا و سوارش و شتر با بارش را به سوى رودخانه پرتاب و نابود مىكرد و هيچ چيز جلودارش نبود . پس گروهى از سواران پياده شده زير تنهء چارپايان پنهان شده تك تك جان به در بردند . در اينجا بيش از پنجهزار مرد كشته شدند و تنى چند كه لشكرستان در ميانشان بود زنده ماندند ، كه با همراهان به موصل رفته به ناصر الدوله پناه بردند . او ايشان را با جيره‌اى ناچيز پذيرائى كرد . برخى از آنان پذيرفتند كه با همان جيرهء اندك نزد « لشكرستان » بمانند و برخى افزون بر جيره ، جواز و گذرنامه نيز گرفته به سوى « واسط » سرازير شده و به بجكم پيوستند ، ماندگاران در موصل را كه پانصد مرد بودند ، ناصر الدوله و پسر عمويش ابو عبد اللّه حسين [ بن سعيد ] بن حمدان [ 1 ] سازمان داده ، براى جلوگيرى از ديسم كرد به آذربايجان فرستادند . ديسم از سرداران ابن ابو ساج [ 2 ] بود و ابو عبد اللّه حسين بن

--> [ ( 1 - ) ] M : ناصر الدوله پسر ابو هيجاء عبد اللّه بن حمدان است كه در كودتاى قاهر ضد مقتدر به سال 317 كشته شد . ناصر به سال 328 عموى خود سعيد را كه پدر همين حسين است بكشت ( خ 5 : 498 ) . [ ( 2 - ) ] M : ديو داد آذربايجانى خ 5 : 118 و 297 و 293 و 297 .